من و دلنوشته هام

13 تائی غرغرانه
نویسنده : آي تك - ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/٢٤
 

1-خب یه جورایی خیالم راحت شد که فقط من نیستم که با این نسخه جدید مشکل دارم همه اش خودم رو سرزنش میکردم که بابا دختر چرا اینقدر انعطاف پذیریت کمه و چقدر خنگی با یه زنگ به مهروش و خوندن پست سارا حالم بهتر شد

2-دلم یه وقت آزاد بی دغدغه میخواد که بشینم کارهایی که باید برای عید انجان بدم رو لیست کنم امسال یه جورایی احساس میکنم از دنیا خیلی عقبم

3-امروز دخترک توی مهدشون جشن ولنتاین داشتند صبح تا بیدار شد با زبونی که بفهمه جریان رو بهش گفتم و پلیور قرمز تنش کردم و روبان قرمز به موهاش زدم و با کمال تعجب دیدم اصلا مقاوتی در مقابل شونه کردن موهاش نشون نداد . یعنی میگین متوجه شده بود؟

4-فکرم خیلی مشغوله ،مشغول کارهای روزانه ام،مشغول تصمیماتی که نمیدونم میتونم قطعی اش کنم یا نه ،مشغول این که اگه قطعی اش کنم تکلیف مهد دخترکم چی میشه دلم نمیخواد بخاطر تصمیماتم دخترک رو از پیشرفتش بگیرم . مشغول......

5-یعنی میگین همون احساس قبل رو داره ؟ هنوز  با توجه به خستگی هایی که توام با غر غر میشه عاشقم هست؟ من اگه یه روز عاشقم نباشه میمیرم . نمیدونم یه حسه که جدیدا خیلی میاد سراغم . از طرز نوازشهاش از طرز رفتارهاش از طرز خستگیهاش یه حس نا خوشایندی بهم دست میده. حسی که بهم میگه بس کن دختر اینقدر غرغر نکن اینقدر خسته نباش ازت زده میشه. ولی چه کنم که به مرحله عمل که میرسه جز کوفتگی ناشی از کار و چند تا جمله تکراری برای خالی نبودن عریضه چیزی عایدم نشده

6-من احتیاج به چند روز مرخصی استعلاجی دارم واقعا استعلاجیها از اون مدل هایی که فقط برم توی تختم دراز بکشم و یکی فقط نازم رو بکشه و بهم غذا بده و مزاحمم نباشه تا کتاب بخونم . آخرین باری که ناز کردم کی بوده؟؟؟؟یادم نمیاد واقعا یادم نمیاد حتی روز اول زایمانم حتی دوران بارداریم حتی....

7-من دلم گریه می خواد

8 -چرا تا زمانیکه یه چیزی توی ذهنم میاد حسابی ساخته پرداخته اش میکنم ولی وقتی میخوام عملیش کنم تنم یاری نمیکنه یعنی اثرات 30 سالگیه؟یا چیز دیگه ؟ نمیدونم ولی حسش نیست اگه حسش هم باشه تمام تنم درد میکنه خسته ام وقت ندارم خوابم میاد اعصاب ندارم حوصله ندارم 

9-زمانی هم که همه موارد بالا شرایط مساعدی دارن و همه چیز بروفق مراده باید وظایف مادرانه همسرانه دخترانه عروسانه ... را اجرا کنم که دیگران از دستم ناراحت نشن پس در نتیجه وقتی برای خودم ندارم

10-آخ که چقدر یه کار نیمه وقتی که سه روز در هفته وقتم رو بگیره میخوان

11-یعنی من غرغرو ام ؟

12- از اینکه احساس کنم مزاحم وقت کسی شدم و بی وقت رفتم خونه شون و اون خسته است و دلش میخواسته تنها باشه و من این حق رو ازش گرفتم بیزارم در مورد خودمم همینجوره از کسی که بی موقع مزاحمم بشه بدم میاد

13-من هوای بهاری احتیاج دارم