من و دلنوشته هام

نگرانم
نویسنده : آي تك - ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٩
 


الان دقيقا يه هفته اس كه نيروانا رو ميبريم مهدكودك روزاي اول همونجوري كه قبلا هم گفته بودم خيلي خوش و خرم ميرفت ولي سه روز آخر رو كلي باهاش كلنجار رفتم تا راضي شد بره تو.
ساعت 16:30 هم كه ميرفتم دنبالش خيلي كسل تحويلش ميگرفتم .

پنجشنبه ساعت 12:30 رفتم دنبالش مربيش گفت كه از يه ساعت پيش تنش داغه
خيلي نگرانش شدم آخه هيچ علامت مريضي ديگه اي نداره فقط خيلي خسته اس و افسرده و عصبي البته ناگفته نماند كه اين سه چهار روز گذشته هم به خاطر اينكه ما خيلي كار داشتيم تقريبا هرشب خيلي دير خوابيده و چون همش تو خيابونها بوديم و طفلك خسته شده بود .
تمام پنجشنبه و جمعه رو تقريبا استراحت كرد ولي بازم خسته و كسل بود . صبح ميخواستم بيدارش كنم خيلي دوباره گريه كرد ولي با كلي وعده وعيد دادن موقعي كه ميخواستم تحويل مهد بدمش گريه نكرد ولي پكر بود .
نميدونم سرما خورده يا اينكه بخاطر اينكه هفته اول مهدش بود اينجوري شده .
نميدونم كار درستيه كه ميذارمش مهد يا نه .
خيلي فكرم رو مشغول كرده .
شماها كه بچه هاتون مهد ميرن همينجورين؟
منو راهنمائي كنين