من و دلنوشته هام

کیف لوازم آرایش
نویسنده : آي تك - ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢٩
 

از روز تولد دخترک یعنی از پنجشنبه تا الان تمام لوازم آرایشم خونه مامان ایناست اینی که میگم تمامشون راست گفتما چونکه از طرف یه دوست برای روز تولدم یه کیف لوازم آراش بنتون که خیلی خیلی هم خوشگل و جادار بود بهم رسید و من از ذوقم همه لوازم آرایشی رو که همیشه استفاده میکنم رو توشون جا دادم .

حالا از اون روز یه حسی باعث شده که نرم دنبالش یه جور امتحان خودم یا یه جور مقابله درسته که اصلا اصلا اهل آرایش نیستم و از آدمهایی که خیلی وابسته به لوازم آرایششونن هم خوشم نمیاد آرایش من همیشه در حد یه پاکیزگی بوده و نظافت حالا از اون روز من دو جا رفتم مهمونی ، دو سری هم مهمون داشتم و فقط به یه رژ لب و یه رژ گونه فوق العاده کمرنگو پوستی رنگبسنده کردم اصلا هم ناراضی نیستم جالبه که احساس میکنم پوستم نرم تر و بهتر هم شده . 


 
 
این روزهای آروم و بی دغدغه
نویسنده : آي تك - ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢۱
 

هیچ چیزی در حال حاضر برام از وضعیت موجود لذت بخش تر نیست ، خونه تمیزه عین دسته گل،امتحانامو به نحو مطلوبی تمومشون کردم، مهمونهای تولد دخملی رو تقریبا دعوتشون کردم، اون کفش قرمزی که الان یه هفته است میگردم تا برای دخترک بخرمش خریدم و خلاصه تقریبا برنامه هام داره رو روال خوبی پیش میره و الانم که با hype   محبوب به دست پای لپ تاپ نشستم و دارم با لذت و بدون دغدغه وبلاگ خونی میکنم.

وای که چقدر بی دغدغه گی حتی اگه در حد تموم شدن امتحانا یا حتی در حد پیدا کردن کفش قرمز باشه چقدر لذت بخشه.

اصلا اصلا این گرما اذیتم نمی کنه یعنی راستش اینقدر که آستانه تحملم در مورد گرما بالاست در مورد سرما بی طاقتم هرچند با دو نفر آدم فوق العاده گرمایی زندگی میکنم که این روزها شاید زیادی نق بزنن .

اینقدر احساس آرامش دارم که من غیر فوتبالی نشستم آخرین شب جام جهانی رو تا تهش دیدم و کلی ذوق کردم که اسپانیا برد نمیدونم چرا ولی تنهایی نشستم تا سه صبح فوتبال دیدم و لذت بردم چون خیالم از صبح راحت بود که میتونم تا لنگ ظهر بخوابم و دقیقا هم تا لنگ ظهر خوابیدم.

این روزها خیلی دلم میخواد فقط زندگی بدون برنامه ریزی داشته باشم! اصلا دلم نمیخواد مثل همیشه هرروزم با روز قبلم فرق کنه میگما ولی اصلا اینجوری نمیشه و ناخودآگاه هرروزم با روز قبلم فرق میکنه ولی شدیدا دلم روزمرگی میخواد.

این روزها فقط دلم میخواد فیلم ببینم و تخته بازی کنم و قربون صدقه اعضای خانواده برم و صد البته hype بخورم .

 

 

 

 

 

پ.ن1: میدونم کمی تنبلم توی جواب دادن به کامنتها ولی این رو نذارین به حساب کلاس گذاشتن و کم محلی که من همه تون رو دوست دارم .

پ.ن2: شنونده عزیز منم خیلی خیلی دلم برات تنگ شده کاش میتونستی یه سر بیای تا همدیگرو ببینیم .

پ.ن3: ستاره عزیزم من هیچ ایمیل و آدرس وبلاگی نداشتم که جوابت رو بدم عزیزم ولی اگه در مورد کلاس موسیقی دخترک بدونی راستش ما از دو سال و نیمگی دخترک گذاشتیمش توی مهدکودکش بره کلاس ارف و بلز که دیدیم علاقه نشون میده البته یه حس مادرو پدرانه بهمون ثابت کرده بود که دخترک از نوزادی گوش خوبی برای موسیقی داره در هرصورت از سه سال و نیمگی به بعد جایی رو پیدا کردیم که پیانو بصورت خصوصی توی آموزشگاه تدریس کنه و الحق که راضی بودیم هم ما و هم خودش هم استادش هنوزم میره اونجا و هرچند مثل یه بچه ده ساله پیشرفت نمیکنه ولی ما هم اصراری نداریم و نیتمون فقط اینه که بدونه موسیقی مهمه براش و اینکه کاملا آشنا بشه و علاقمند تا الانم مشکلی نداشتیم بازم اگه اطلاعات دیگه مدنظرت بود یه آدرسی چیزی بده تا بیشتر توضیح بدم بهت عزیزم بازم ببخشید که دیر شد

پ.ن4: آقا جون یکی بیاد یه سایتی آدرسی چیزی برای آپلود عکس به من معرفی کنه مردم بخدا  از بس همه شون بسته شدن


 
 
پراکنده های من
نویسنده : آي تك - ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱
 

١- خیلی بده که آدمها بدون هیچ عملی قضاوت کنن یکی دیگه از چیزهایی که توی خودم دوستش دارم همینه خیلی خیلی سعی میکنم زود قضاوت نکنم البته در اثر تمرین به همچین بلوغی رسیدما به همه هم توصیه میکنم این تمرین رو انجام بدن

2-این هفته دو تا از امتحانامو دادم خیلی عالی بود راضیم خدا کنه بقیه اش هم همینجوری باشه

3-تعطیلات تابستونی دخترک هم شروع شده و من هنوز کارهایی رو میخوام براش بکنم رو شروع نکردم

4- ده روزی میشه نی نی خانواده به جمعمون اضافه شده و من وقت نکردم اینجا چیزی ازش بنویسم.یه دختر عمه کوچولو و ظریف برای دخملی که خیلی دوست داشتنیه

5- دخملی حسابی با دو تا دختر عمه های از آلمان آمده اش مشغول است و من راضی چرا که بالاخره طعم یه فامیل همسن رو چشید و داره لذتش رو میبره فقط خدا بدادم برسه آخر تیماه که میخوان برن

6-دلم یه کلاس نقاشی از همونها که هفت هشت سال پیش میرفتم میخواد

7-وقت کم دارم خیلی کم جوری که لیست کراهای عقب افتاده ام سر به فلک گذاشته ولی همه رو دارم موکول میکنم به بعد امتحانا

8- چرا من یه دوست از جنس خود خودم با شرایط عین خود خودم دارم خب میخوام

9-راستی تیرماه شروع شدا و من تصمیمی رو که گرفته بودم نتونستم عملی کنم ولی یادم نرفته ها فقط عملی اش نکردم تا ببینم زمان چیکار میکنه با تصمیمم

10-من زندگیمو دوست دارم خیلی بیشتر از اونیکه فکرش رو میکردم